<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title>کاکتوس</title>
<description>حرف های یک غریبه اشنا</description>
<link>http://cactus.igl.ir/</link>
<language>en-us</language>
<generator>AftaBlog.com Blog System</generator>

<item>
<title>وای از این ادما</title>
<description>از ادما بیزارم.از رفتاراشون از طرز نگاهشون به زندگی!از اینکه تمام وجودت رو زیر مظر میگیرن تا بهت متلک بندازن تا مثلا به حس برتری برسن.و جالبتر از همه اینه که واسه چیزی متلک میندازن که پوچترین چیزه!از اینکه تمام هم و غم زندگیشون تعداد دوست دختر یا دوست پسرشونه و اگه تو نداری پس حتما یه عیبی داری و تونا چون از ۱۴ یا ۱۵ سالگی شروع کردن و حالا دو سه تا ئارن پس باکلاس ترین و بهترینن.وقتی هم که میبینن از نویی که نداری عقب ترن میگن ادم شانس بیاره مثل تو باشه!وای خدا چرا ادما رو اینجوری افریدی.تین ادما وقتی واسشون از چیزایی غیر از این چیزا میگی میگن حالا میخوای بگی روشا فکری مثلا و اونوقته که دلت میخوتد چشمات رو ببندی دهن مبارک رو باز کنی و سر فحش رو بکشی بهشون.اونوقته که میفهمی زندگی با این ادمت قشنگه ولی ارزش نداره پس میزنی به بیخیالی.اصبحا تا لنگ ظهر میخوابی شبا تا صبح کتاب میخونی اونم کتابایی که انقدر معناشون سنگینه که سرت سوت میکشه و عصرها هم میچرخی و همینجوری روزگار میگزرونی تا دوباره بری دارشگاه و با همین ادما روزا رو شب کنی و شبا هم تو فکر همین ادما به صبح برسونی و دوباره روز از نو روزی از نو!</description>
<link>http://cactus.igl.ir/669/</link>
<guid>http://cactus.igl.ir/669/</guid>
</item>

<item>
<title>یک سلام=یک قصه</title>
<description>راستش قدیما وبلاگ گرد ماهری بودم.شب بیداری و وبلاگ گردی هم&amp;nbsp;واسه خودش عالمی داشت بزرگتر که شدم فهمیدم همه دنیا توی این دنیایه مجازی گمه!ملت میان چند ساعت میشینن واسه پر کردن وقتشون شعر-عکس-خبر-موزیک-و خیلی چیزای دیگه مینویسن بقیه علاف تر میان نظر میدن.اگه دوستشم باشه که براش نوشابه باز میکنه!اونوقت یکی چندتا خیابون پایین تر حتی پول یه&amp;nbsp;نون خشکم نداره حتی نا نداره به این چیزا فکر کنه اصلا نمیدونه کامپیوتر چی هست!فهمیدم این دنیا خیلی بیشتر ار اینا ناعادلانست.یکی میشینه با دوست&amp;nbsp;پسرش ساعتها چت میکنه اونوقت یکی رو بخاطره فقط یک میلیون تومن بدهی باباش عقد میکنن که بعد میفهمه اون یه میلیون مال چندنفر بوده و حالا مجبوره هر شب با یکیشون باشه!اینجا یه جاییه واسه خالی کردن دلا از همه چیز از عشق گرفته تا ناعدالتی دنیا.دلم میخواد حالا که منم یکی از اون ادم علافا شدم یه جایی رو داشته باشم که وقتی بازش میکنم ببینم یه عالمه دوست که حتی نمیشناسمشون دارم که به حرفام گوش میدن در موردش نظر میدن و کمکم میکنن.بدون اینکه فکر کنن این کار واسشون چه سودی داره!</description>
<link>http://cactus.igl.ir/653/</link>
<guid>http://cactus.igl.ir/653/</guid>
</item>

</channel>
</rss>
